خرید بک لینک

فرض کنید در یک بعد از ظهر خنک پاییزی مشغول پیاده روی در پارک جنگلی سی سنگان هستید. تعطیلات آخر هفته هنوز شروع نشده است بنابراین جنگل خلوت است طوریکه صدای خش خش برگها گوشهای شما را پر کرده است.

اوج لذت این جشن یک نفره زمانی است که به فکر می افتید آتشی روشن کنید و خودتان را به یک فنجان چای ذغالی مهمان کنید. بنابراین شروع به جمع کردن هیزم می کنید که ناگهان متوجه می شوید روی یکی از شاخه هایی که قصد شکستن آنرا داشته اید، یک مار بزرگ حلقه زده است.

احساس وحشت، یک احساس آشنا و از نظر تکاملی بسیار مفید و حیاتی است؛ چرا که به یک واکنش سریع و کارآمد منجر می شود. شما به ناگهان از جا کنده می شوید و پا به فرا می گذارید. این یک وضعیت اورژانسی است. عضلات شما قوی تر از همیشه عمل می کنند. چشمهای شما بهتر می بینند و تصمیمات شما دقیق تر و هدفمند تر می شوند.

بیاید یک بار دیگر این اتفاقات را از دید یک متخصص مغز و شناخت بررسی کنیم.

اولین سوال در این مورد، چگونگی رسیدن پیغام آغازین وحشت است.

آیا چشمان ما همه چیز را با یک سرعت می بیند؟

دومین سوال این است که آیا مغز ما تمام اطلاعات ارسال شده از چشمها را با یک سرعت پردازش می کند؟

بدیهی است که پاسخ هر دو این سوالها منفی است.

بنابراین سوال سوم این خواهد بود که چشمان و مغز ما از کجا می فهمند که برخی از تصاویر را باید خیلی زود و سریع پردازش کنند اما برای بررسی و ارزیابی برخی از تصاویر لازم نیست عجله کنند؟؟

پاسخ این سوال را باید از معلم طبیعت یا همان تکامل پرسید. این معلم خشن و سخت گیر در طی سالیان دراز به همه موجودات زنده آموخته که اطلاعات مربوط به اجسام متحرک باید زودتر از اجسام ثابت پردازش شوند. چراکه هر جسم متحرکی می تواند یک دشمن یا طعمه باشد اما احتمال این که اجسام ثابت اینگونه باشند کمتر است.

بنابراین چشم ما همه چیزهای پیرامون ما را با دو قسمت متمایز می بیند. برخی را با مرکز شبکیه یا همان لکه زرد و برخی را با سایر مناطق شبکیه که در اطراف این بخش مرکزی واقع شده اند.

لکه زرد که تقریبا در مرکز پرده سینما قرار گرفته، مملو از سلولهایی است که تصاویر را با سرعت پایین اما دقت بالا آنالیز می کنند. این سلولها برای بررسی تصاویر نیاز به نور کافی دارند. بنابراین وقتی می خواهید پیامک لیست خریدی را که توسط همسرتان ارسال شده را بخوانید، توصیه می کنم از این بخش چشمتان استفاده کنید تا چیزی از قلم نیافتد.

این درحالیست که اطراف لکه زرد حاوی سلولهایی است که برای پردازش اطلاعات تصاویر به نور زیادی نیاز ندارند. آنها در پردازش اطلاعات وارد جزییات نمی شوند و صرفا به شما می گویند "چیزی دیدم" حالا اگر آن شیء برای شما ارزشمند باشد، باید با دقت به آن نگاه کنید تا تصویرش در لکه زرد بیافتد.

تصاویر متحرک به دلیل حرکت کردن این قابلیت را دارند که توسط تعداد زیادی از سلولهای واقع در پیرامون شبکیه شما دیده شده و با سرعت بالایی پردازش شوند. بنابراین به شما امکان یک واکنش سریع را می دهند تا شما زنده بمانید.

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 19:08

صفحه بندی